الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

134

الغدير ( فارسى )

على عليه السّلام داده ، از پس آنكه او را خوار داشته ، مردم را به دشمنى او وادار كرده ، با شمشير بر عليه او قيام و به جنگ با او اقدام نموده است و نيز با اين همه فجايعى كه در سينهء تاريخ از اين تبهكار دربارهء شيعيان على عليه السّلام به جاى مانده كه به جرم محبت او و در راه او شهيد شده‌اند ، باز هم شايستهء ترحّم است ؟ آيا خوددارى معاويه از يارى عثمان و دست كشيدن از دفاع او و سفارشى كه در اين باره به سپاهيان خود كرده بود ، مىتواند نشان محبّت معاويه به عثمان تلقى شود ، تا بتواند در بهشت با او محشور و مستوجب ترحّم گردد ؟ از گفتار بىانديشه به خدا پناه مىبريم . غبار بينى معاويه از عمر بن عبد العزيز بهتر است ! 36 - سعيد بن يعقوب طالقانى مىگويد : از عبد اللّه بن مبارك شنيدم كه مىگفت : غبار بينى معاويه ، از عمر بن عبد العزيز بهتر است و در عبارت ديگر : خاك و غبار دو سوراخ بينى معاويه كه ملتزم ركاب رسول اللّه بود ، بهتر و گرامىتر از عمر بن عبد العزيز است . « 1 » از احمد بن حنبل پيشواى حنبليان پرسيدند : معاويه برتر است يا عمر بن عبد العزير ؟ جواب داد : غبار بينى اسب معاويه كه در التزام رسول اللّه بود ، بيش از عمر بن عبد العزيز ارزش دارد . « 2 » كسانى شايستگى شناخت معاويه و مرتبهء فضيلت او را دارند كه در روزگار او زيسته و از نزديك شاهد كردار او بوده باشند . كسانى او را مىشناسند كه با دو چشم رفتار و جنايات او را مشاهده كرده و اصل و نهاد و نفس‌پرستى و ديگر خويهاى او را ديده باشند . در اين ميان يك نفر مرد راستگو كه از اعتبارى در عالم كرامت برخوردار باشد و سزاوار آن باشد كه بتوان از او اعمال معاويه را پرسيد ، ديده نمىشود . پس ابن حنبل و ابن مبارك كه هردو از اخبار معاويه ، روايات را آكنده‌اند و با تعصّب كوركورانه آنها را نقل كرده‌اند ، نمىتوانند مستند ما باشند ، و تو هرگاه بدقّت مطالبى را كه قبلا در احوال معاويه

--> ( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 139 . ( 2 ) . شذرات الذهب : 1 / 65 .